حکایت

آورده اند شخصی ده خر داشت. بر یکی از آنها سوار شد و خران را شماره کرد. چون خری که بر آن سوار بود را نمیشمرد، تعداد خران نه عدد بود. از خر پیاده شد و دوباره شماره کرد. تعداد درست بود. بر خر سوار شد و بار دیگر شماره کرد. باز هم یکی کم بود. چندین بار پیاده و سوار شد و خران را شماره کرد و طبق معمول هر بار که بر خر سوار بود تعداد نه عدد در می آمد. عاقبت از سواری صرف نظر کرد و گفت: سواری به گم شدن یک خر نمی ارزد. 

/ 20 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار

سلام سپاس از حضورتون[گل]

بهناز

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] جالب بود سلام خوبی؟ کم پیدا شدین؟

ترانه خوان عشق

سلام[لبخند] وبلاگ واقعا جالبی داری [دست]ممنون که به من سر زدی موفق باشی بای[خداحافظ]

دلتنگ دلتنگی های آسمان

"باد هم سراپا سرمست سادگی هاش بود, وقتی که می دید هنوزم که هنوزه - سکوت - سین هفتم سفره هفت سین هرسالشه" "عیدانه " - آخرین دستنوشته "دلتنگ دلتنگی های آسمان" - بهانه دیدار شما را دارد...

بهناز

salam khobin? berozam mamnon az hozoret[لبخند]

leila

سلام ممنون از حضورتان

نسرين

سلام... جالب بود[دست][گل] ممنون که خبرم کردین

mostafa

lممنون كه به من سر زدي راستي وب خيل--------------------------------ي قشنگي داري [گل][خداحافظ]

س.ا..

باتشکر از مطلبتان بهره مند شدم

عباس

سلام آقا پوریا از سایتت خوشم اومد من زنجانیم نزدیک هلیل آباد روستای سها.خوشحال شدم .شعر خر مش کرم رو برداشتم برا وبلاگم البته با اجازه ات